تبليغاتX
عین
به نام عشق آفرین

سلام حامد جان زحمت کشیدی این عکس را برایم طراحی کردی

آقا حامد یکی از شاگردان با معرفت وعزیز ماست

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:29 توسط عباس پورپسندی |

به نام مهربانترین مهربان ها

عطر وبوی مهر فضا را گرفته عجب حال وهوایی داره این مهر

یاد اون ایام می افتی که روز دیدار دوستان سالهای گذشته و پیدا کردن دوستان جدید بودی

آخ چه حس وحال خوبی داشت

چه صفا وصمیمیتی بین بچه ها بود همه همدیگر رودوست داشتند بدون هیچ بغض وحسادت وکینه ای

اگه کسی ناراحت می شد با یک نوازش کوچولو ومعذرت خواهی حل می شد واز دل همدیگر در می آوردند

زیاد مهم نبود روی کدام صندلی وپشت کدام میز بنشینی

فقط مهم بود که حتما صمیمی ترین دوستش کنارش باشه نه بخاطر اینکه دوستش کمک کنه که میز وصندلیش رو حفظ بکنه نه نه نه .........

فقط بخاطر اینکه اون رو دوست داشت ودوست داشتنش بخاطر این بود که که اون را لایق دوست داشتن می دونست

جه صفا وصمیمیتی

 هوای قدرت وسیاسی بازی اصلا معنا نداشت

 معنا نداشت بخاطر نبودن کسی بادیگری یامخالف او فکر کردن یا واقعیت را گفتن  وچاپلوسی اورانکردن باعث دشمنی خصمانه شود

ای دل بیا ودر ماه مهر مهربان با ش اول باخودت وبعد مهرت را به دیگران نشان بده

وهر چه را می دانی واقعیت است اصل است ارزش است آن را بی چون وچرا انجام بده هر چند به ضررت باشد

وخود را از تعلقاتی که باعث می شود تو راهی را که می دانی درست نیست وبه بیراه می رود را طی کنی  دور بگردان هر که هست وهر چه هست

راهی را برو که می دانی درست است

ای دل دین خود را به دنیای دیگران مفروش 

حتی ارزش ندارد که دین خود را به دنیای خود بفروشی تا چه رسد به دنیای دیگران 

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 11:8 توسط عباس پورپسندی |

سلام

طاعات وعباداتت قبول باشه انشاءالله

خلاصه ما هم نفسی تو این روزها میکشم به لطف خدا

این روزها که روز عیش ونوش بعضی هاست ماهم دوست داریم قاطی اونابشیم و کمی با دلدار خودمون عشق بازی کنیم

آره ماه رمضون ماه عشق بازیه ماه ذکرو صفاست

ماه عشق بازی با خدا

ماه حس خدا ماهی که اگه اراده کنی به راحتی می تونی خدا را حس کنی به راحتی

فقط باید بخوای

البته واقعا بخوای نه فقط زبونی

آخ چه لذت می برن اونهایی که تونستن با خدا اونطوری که باید ارتباط برقرار کنن کردند

ما هم خودمون رو گرفتار عشق بازی مصنوعی با دنیا کردیم

عشق پفکی وکلکی به دنیا وثروت وقدرت نمی دونم زیبای های زودگذر ولذت های لحظه ای وگذرا

بیا حال کنیم با خدای خودمون ومست عبادتش بشیم تو ماه رمضون 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 18:15 توسط عباس پورپسندی |

سنگی که سجده گاه ریائی ماست  ترسم که روز حشر در ترازوی مانهند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:44 توسط عباس پورپسندی |

به نام یار دادار گفت مشق نام لیلی میکنم زین عمل خود را تسلی میکنم چون میسر نیست من را کام او عشق بازی میکنم با نام او وباید چنین گفت:گفت مشق نام مهدی می کنم.................
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 13:37 توسط عباس پورپسندی |

سلام

عجب وضعیتی است خوب خیلی ها خودشان را نشان دادند

الله اعلم

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 11:40 توسط عباس پورپسندی |

رحلت جان سوز عالم ربانی وعارف صمدانی آیت الله بهجت (ره) را به محضر ولی عصر (عج) ومقام معظم رهبری ودوستاران این عالم بی بدیل تسلیت عرض مینمایم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:21 توسط عباس پورپسندی |

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) رابر حضرت ولی عصر(عج) و همه شیعیان جهان بخصوص مقام معظم رهبری وعلماء فرزانه تسلیت عرض می نمایم 
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:15 توسط عباس پورپسندی |

به نام بهترین یار ویاور محرومان ومظلومان جهان

انتخابات در حال نزدیک شدن است ومردم باز به فکر عمیق فرو می روند

تابه نتیجه برسند که چه باید بکنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وشور ونشاط انتخابات حس وحال عجیبی دارد ولی آن حس وحال واقعی که باید برای رسیدن به آن دوید وفعالیت کرد را نمی بینم وشاید نمی بینند

برای امروز همین بس

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:6 توسط عباس پورپسندی |

به نام بهترین یاور مظلومان ومحرومان

خیلی وقته وبلاگ نویسی نداشتم

وفقط برای اینکه بگم ما هم هستیم امشب چند خطی می نویسم

خداوند برایمان توکل -تقوی -چشم بیناوفکری باز برای درک واقعیات عالم عنایت فرمایید

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 23:17 توسط عباس پورپسندی |

اگه خدا کمک کنه باز می نویسم منتظرباش
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 17:8 توسط عباس پورپسندی |

ای وای تلفنمون قطع شده

همین دیگه حرفی ندارم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:41 توسط عباس پورپسندی |

خوب چطوری شروع کنم گپ زدن باشما رو

اینطوری بنویسم از امروز بناست هفته ای فقط چند مطلب بنویسم اما پر محتوی و کمی دل نشین البته اگه هفته ای دلم بیشتر تنگ شد بیشتر می نویسم

اما ه روز به وبم سر می زنم ونظر ها ی شما رامی خونم

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 11:59 توسط عباس پورپسندی |

سلام بازم منو خوشحال کردی که یه سری به مازدی .

چند روزی دلم مثل سیرو سرکه می جوشید وازدوری از این ابزار کار و سیم اتصال من وشما به تنگ آمده بود

ولی حال سیمه متصل شده مارو دل نگرون نگذار ونظرت را به مابگو

والسلام

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 9:5 توسط عباس پورپسندی |

به نام خدا نقطه اول خط
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:30 توسط عباس پورپسندی |

انشا الله امروز عازم قم هستم وچند روز ی مرخصی

وقتی برگشتم شنبه ای که میاد نظراتت ومی خونم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 10:38 توسط عباس پورپسندی |

آواره میکند مرا نگاه تو.

وصدای قلب من برای تو..........

این همه٬ ناگفته های  چند ساله من است .......

که لحظه لحظه  تپان تپان به گوش میرسد صدای پای تو

 زقلب خسته وخسته وخسته تر

ز زیر ضربه های عشق تو

صدای تند قلب من

 

همیشه هر کجا

نوازد آن صدای ناز تو

وگوشه ای چه ساز می زند

همان نگاه عاشق ترانه ساز تو

به افتخار چند وب ادبیاتی خوب که برایم نظر گذاشته بودند این مطلب رانوشتم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:14 توسط عباس پورپسندی |

اونی که به اول راه نرسید.........

بدان که رسید به آخر...........

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:36 توسط عباس پورپسندی |

ودنیای خیر وخوبی وآخرت خوب..............سلام

آره ...............سلام

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 12:47 توسط عباس پورپسندی |

خداحافظ دنیای بد ........

خداحافظ ............

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:59 توسط عباس پورپسندی |

نازنینا کمکم کن که ازمغضوبین نباشم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:53 توسط عباس پورپسندی |

ای دل غصه نخور خدا بزرگه ....

چرا دل تنگی ..

چرا آروم قرار نداری ......

بسه دیگه گریه ....

بسه دیگه اشک .........

بس بس بس ..

چقدر دلتنگی .........

ازچه دلتنگی ....

آرام باش ..............

آرام ..............

ای دل برای تو قول می دهم .......

قول قول ........

قول مردانه.............

پس آرم باش..........

آه دانستم که نمی دانی ....

اگر ذره ای از این درد را چشیده بودی هر گز اینگونه سخن نمی گفتی .....

چون کیست ........

کدام درد کشید ه ای است که توان و جرات امر وتوصیه به سکوت کند

تویی که من دل٬ دل غمین را به سکوت دعوت می کنی ..

تو

نه محال است...........

درد رااحساس کنی و بر خود ازدرد نپیچی........

چه گوییم که گفتن ها را مجال گفتن نباشد .....

واگر مجالی باشد وقت وفرصت گفتن نباشد.......

این یک غمنامه ای است از صد ها غمنامه دل که گویی در قابلمه غمنامه باز گشت و ذره ای از بخار غم بیرو ن تراوید .............

دل برای سخن گفتن لحظه شماری می کند واجاز ه خداحافظی نمی دهد اما قول می دهم که اگر زند ه بودم باز فرصتی بر او دهم تا با تو گویید آن چه که تا کنون ودر جایی دگر نگویید

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:32 توسط عباس پورپسندی |

دوست داشتن بهانه ای است برای با هم بودن این نوشته نیز بهانه ای بود برای با توبودن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 9:19 توسط عباس پورپسندی |

فقط دو خط برای هرروز نوشتن بس ......

چون فکر وذکرم همه متوجه درس ومشق هست و.........

پس گلایه مکن که راه گلایه رابستم

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 9:30 توسط عباس پورپسندی |

انسانیت .....

یعنی...................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر پی به معنای واقعی این ببریم مفهوم زندگی را خواهیم فهمید ..

برای چه زنده هستیم برلی چه باید تلاش کرد و..................

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:53 توسط عباس پورپسندی |

عید قبولی بندگی بر همه بندگان الهی مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 11:21 توسط عباس پورپسندی |

فرارسیدن عید سعید فطر راپیشاپیش تبریک عرض می نمایم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 14:2 توسط عباس پورپسندی |

ای جسم من مرا تنها مگذار ....

وای  دست نوشته های من با من بساز که قلبم خسته ودستم بسته.............

این تویی که مرا به یکی از این دو مسیر خواهی برد ..........

مسیر هدایت وروح الاهی .......

یا مسیر سیاهی وروح حیوانی

پستی وپلیدی از چشم شیطانیان سرارزیر شده.....

ومن فقط تورا دارم دستم بگیر ...............

وای قلم اگر تو نبودی این قلب خسته من با چه کسی صحبت می کرد ..

ودرد های درونی خود را چگونه درمان ....

وکار به حرف دگران نیست ...

وبگذار توکمی ای قلب خسته مرحمی.....

هر چه گویند بگذار بگویند و تو می دانی حقیقت چیست وچه باید بکنی.....

بگذار بانوشتنم زنده بمانم .

که در غیر این صورت مانند مرده متحرکی بیش نخواهم بود .....

بگذار زنده بمانم هر چند غمیین وخسته ....

خسته از آنانی که چشم بر حقایق عالم بسته.....

ودرد واشتیاق وصال وانجام وظیفه رانشنیده از این قلب خسته ودل شکسته................

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 12:14 توسط عباس پورپسندی |

تو باید اورادوست داشته باشی تا بتوانی بااو مهربانانه صحبت کنی در غیر این صورت گفتار تو رفتار تو تاثیر گذار نخواهد بود..................

تو باید اورا دوست داشته باشی ...............

دوست نداشتن مساویست بانداشتن حق گفتن..............

چون آن لحظه ای که دوست تو دارد درمنجلابی گیر می کند اگر محبت او درقلب تو بود دست او را خواهی گرفت ...........

اما اگر نبود نه نه نه  .............

باور کردنی وغیر ممکن است که اورا متوجه کنی ..........

حالا دوست من آیا نمی خواهی محبت قلبی خود را به دوست خودت نشان دهی واو رااز راهی که به اشتباه می رود آگاه کنی ................

آری این مهربانی همان امر به معروف ونهی از منکر است............

که خدا برای ثابت شدن دوستی و یک ملاک شناخت دوست از غیر دوست گذاشته است.......

پس برای گسترش مهربانی های مدنی در جامعه یک صلوات بفرست

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 9:51 توسط عباس پورپسندی |

روز جهانی قدس خدمت همه مبارزین باظلم وظالم مبارک
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:53 توسط عباس پورپسندی |